چهارشنبه / ۲۱ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 12 August / 2026
×

سالهاست که سازمان تبلیغات اسلامی گیلان، به جای آنکه به «قطب هدایت فرهنگی» استان تبدیل شود، به «میدان آزمایشی» برای مدیرانی بدل شده است که هرکدام با نسخهای تکراری، فقط برگه عملکرد خود را پر کرده و رفته اند. نتیجه؟جاماندگی از نسل جوان، انفعال در برابر فضای مجازی، و انباشت آمارهایی که هیچکس باور ندارد […]

یادداشت یک فعال رسانه‌ای: گیلان سزاوار سازمانی پویاست، نه نهادی که هر مدیری آن را به چوب خطای خود تبدیل کند/اگر باز هم درسازمان تبلیغات گیلان اشتباه کنند، جبران ممکن نیست؛ این بار اشتباه ممنوع؟!

سالهاست که سازمان تبلیغات اسلامی گیلان، به جای آنکه به «قطب هدایت فرهنگی» استان تبدیل شود، به «میدان آزمایشی» برای مدیرانی بدل شده است که هرکدام با نسخهای تکراری، فقط برگه عملکرد خود را پر کرده و رفته اند. نتیجه؟جاماندگی از نسل جوان، انفعال در برابر فضای مجازی، و انباشت آمارهایی که هیچکس باور ندارد

 

 

رضا لطیفی کرارودی، فعال فرهنگی و رسانهای گیلان که روزگاری با شور نوجوانی و جوانی در مساجد استان، نفس تازه به فرهنگ دینی می دمید، حالا با دلی پر از حسرت و قلمی تیز، یادداشتی نوشته که در آن، سالها «آزمون و خطای» سازمان را به چالش کشیده و پرسشی اساسی مطرح کرده: «چرا سازمان تبلیغات گیلان، با وجود خواستگاه انقلابی و مردمی اش، امروز از متن جامعه فاصله گرفته است؟»

 

۱. از مسجد تا حسرت؛ روایتی از یک افول تلخ

لطیفی کرارودی در ابتدای یادداشت خود با زبانی سرشار از تألم، از روزهایی نوشته که سازمان تبلیغات، کانون نشاط و خلاقیت جوانان بود: «سال ۷۸ وقتی به عنوان جوان موفق مساجد رشت معرفی شدم، شور و شوقی در فضای فرهنگی استان حاکم بود که با هیچ چیزی قابل اندازه گیری نبود. مساجد پر از نوجوانانی بود که برای ساختن آیندهای روشن، پای کار آمده بودند. اما امروز، بعد از بیش از دو دهه، سازمانی که قرار بود پرچمدار این جریان باشد، نه تنها جلوتر نرفته، بلکه از همان جایگاه هم عقب نشسته است.» او با نیشخندی تلخ می افزاید: «انگار هر مدیری آمده، فقط برای اینکه ثابت کند مدل قبلی اشتباه بوده، اما خودش هم نتوانسته راه درست را پیدا کند.»

 

۲. آزمون و خطا؛ سیاستی که بهای آن را فرهنگ گیلان پرداخت

این فعال رسانه ای با صراحت، مدیریتهای متوالی سازمان را «نمایشگاهی از تجربه های شکست خورده» توصیف کرده و مینویسد: «برخی مدیران با شعار حمایت از هنرمندان آمدند، اما پس از مدتی، هنرمندان را پشت درهای بسته معطل نگه داشتند. برخی با وعده تحول دیجیتال شروع کردند، اما حتی یک کانال مؤثر در فضای مجازی برای سازمان راه نینداختند. و برخی هم تنها به جلسات تشریفاتی و آمارسازی اکتفا کردند تا پرونده مدیریتی خود را پربار نشان دهند. حاصل این همه آزمون و خطا، چه شده؟

 

سازمانی که فعالان میدانی اش از آن دلزده اند، جوانانی که به آن پشت کرده اند و حسرتی که بر دل فعالان قدیمی نشسته است.»

 

۳. آمارهای کلیشه ای؛ روتوش واقعیت یا فریب مسئولان؟

 

یکی از تندترین بخشهای یادداشت لطیفی، نقد او بر سیستم ارزیابی سازمان است. او با لحنی اعتراضی آورده است: «ما در استان گیلان با انبوهی از آمارهای تکراری و کلیشه ای مواجهیم که هیچ شباهتی به واقعیت محسوس در جامعه ندارد. چند برنامه چندمنظوره؟

چند نفر از جوانان جذب شده اند؟ چند گروه هنری واقعاً فعال شده اند؟ کسی پاسخ نمی دهد چون پاسخها نه در آمار، که در دل جامعه نهفته است. سازمان تبلیغات گیلان به جای آنکه با شفافیت، اعتمادسازی کند، با آمارسازی، فاصله خود را با مردم بیشتر کرده است.»

 

۴. چرا مدیران قبلی شکست خوردند؟؛ سه دلیل اصلی از نگاه یک فعال

این فعال فرهنگی در ادامه، سه دلیل اساسی برای ناکارآمدی مدیران پیشین سازمان برمی شمارد:

 

عدم درک صحیح از فضای مجازی: «هر مدیری آمد گفت به فضای مجازی مسلط است، اما هیچکدام حتی نتوانستند یک نقشه راه دیجیتال برای سازمان تدوین کنند.»

جدا ماندن از فعالان میدانی: «مدیرانی که پشت میزهای بزرگ نشستند و فکر کردند تصمیماتشان از پشت آن میز، در متن جامعه اجرا میشود.»

وابستگی به جای شایستگی: «کاش روزی برسد که انتخاب مدیر نه بر اساس وابستگی ها، بلکه بر اساس تواناییها باشد.»

 

۵. فرزندان گیلان؛ حق مسلم این دیار

لطیفی کرارودی در بخشی از یادداشت که با لحنی اعتراضی و در عین حال امیدوارانه نوشته شده، تأکید کرده است: «مدیرکل آینده سازمان تبلیغات اسلامی گیلان، باید از فرزندان همین گیلان باشد. کسی که خاک این استان را با پای خود لمس کرده باشد، با بوی بارانی اش آشنا باشد، درد جوانانش را چشیده باشد و به فرهنگ کهن این دیار عشق بورزد. نه مدیرانی که برای تکمیل رزومه شان، از سازمان به عنوان یک پل عبوری استفاده کنند و پس از چند سال، بدون آنکه غباری از جاده های گیلان بر تنشان نشسته باشد، بروند.

 

۶. آیا مدیر جدید تکرار تجربه های تلخ است؟

لطیفی کرارودی در بخشی دیگر، با نگرانی از گمانه زنی های جاری، مینویسد: «شنیده ها حاکی از آن است که باز هم نام هایی مطرح میشود که یا سابقه مشابه دارند یا وابسته به جریانات خاص. یعنی باز هم میخواهند آزمون و خطا تکرار شود؟ مگر قرار است سازمان تبلیغات گیلان، محل چرخش مدیران شکست خورده باشد؟» او با لحنی قاطع، این رویه را «خیانت به آینده فرهنگی استان» خوانده و تأکید کرده است: «وقت آن رسیده که مدیرانی از جنس مردم، از جنس هنر، از جنس مسجد و از جنس نسل امروز بیایند.

سالهاست که سازمان تبلیغات اسلامی گیلان، به جای آنکه به «قطب هدایت فرهنگی» استان تبدیل شود، به «میدان آزمایشی» برای مدیرانی بدل شده است که هرکدام با نسخهای تکراری، فقط برگه عملکرد خود را پر کرده و رفته اند. نتیجه؟جاماندگی از نسل جوان، انفعال در برابر فضای مجازی، و انباشت آمارهایی که هیچکس باور ندارد

رضا لطیفی کرارودی، فعال فرهنگی و رسانهای گیلان که روزگاری با شور نوجوانی و جوانی در مساجد استان، نفس تازه به فرهنگ دینی می دمید، حالا با دلی پر از حسرت و قلمی تیز، یادداشتی نوشته که در آن، سالها «آزمون و خطای» سازمان را به چالش کشیده و پرسشی اساسی مطرح کرده: «چرا سازمان تبلیغات گیلان، با وجود خواستگاه انقلابی و مردمی اش، امروز از متن جامعه فاصله گرفته است؟»

۱. از مسجد تا حسرت؛ روایتی از یک افول تلخ
لطیفی کرارودی در ابتدای یادداشت خود با زبانی سرشار از تألم، از روزهایی نوشته که سازمان تبلیغات، کانون نشاط و خلاقیت جوانان بود: «سال ۷۸ وقتی به عنوان جوان موفق مساجد رشت معرفی شدم، شور و شوقی در فضای فرهنگی استان حاکم بود که با هیچ چیزی قابل اندازه گیری نبود. مساجد پر از نوجوانانی بود که برای ساختن آیندهای روشن، پای کار آمده بودند. اما امروز، بعد از بیش از دو دهه، سازمانی که قرار بود پرچمدار این جریان باشد، نه تنها جلوتر نرفته، بلکه از همان جایگاه هم عقب نشسته است.» او با نیشخندی تلخ می افزاید: «انگار هر مدیری آمده، فقط برای اینکه ثابت کند مدل قبلی اشتباه بوده، اما خودش هم نتوانسته راه درست را پیدا کند.»

۲. آزمون و خطا؛ سیاستی که بهای آن را فرهنگ گیلان پرداخت
این فعال رسانه ای با صراحت، مدیریتهای متوالی سازمان را «نمایشگاهی از تجربه های شکست خورده» توصیف کرده و مینویسد: «برخی مدیران با شعار حمایت از هنرمندان آمدند، اما پس از مدتی، هنرمندان را پشت درهای بسته معطل نگه داشتند. برخی با وعده تحول دیجیتال شروع کردند، اما حتی یک کانال مؤثر در فضای مجازی برای سازمان راه نینداختند. و برخی هم تنها به جلسات تشریفاتی و آمارسازی اکتفا کردند تا پرونده مدیریتی خود را پربار نشان دهند. حاصل این همه آزمون و خطا، چه شده؟

سازمانی که فعالان میدانی اش از آن دلزده اند، جوانانی که به آن پشت کرده اند و حسرتی که بر دل فعالان قدیمی نشسته است.»

۳. آمارهای کلیشه ای؛ روتوش واقعیت یا فریب مسئولان؟

یکی از تندترین بخشهای یادداشت لطیفی، نقد او بر سیستم ارزیابی سازمان است. او با لحنی اعتراضی آورده است: «ما در استان گیلان با انبوهی از آمارهای تکراری و کلیشه ای مواجهیم که هیچ شباهتی به واقعیت محسوس در جامعه ندارد. چند برنامه چندمنظوره؟
چند نفر از جوانان جذب شده اند؟ چند گروه هنری واقعاً فعال شده اند؟ کسی پاسخ نمی دهد چون پاسخها نه در آمار، که در دل جامعه نهفته است. سازمان تبلیغات گیلان به جای آنکه با شفافیت، اعتمادسازی کند، با آمارسازی، فاصله خود را با مردم بیشتر کرده است.»

۴. چرا مدیران قبلی شکست خوردند؟؛ سه دلیل اصلی از نگاه یک فعال
این فعال فرهنگی در ادامه، سه دلیل اساسی برای ناکارآمدی مدیران پیشین سازمان برمی شمارد:

عدم درک صحیح از فضای مجازی: «هر مدیری آمد گفت به فضای مجازی مسلط است، اما هیچکدام حتی نتوانستند یک نقشه راه دیجیتال برای سازمان تدوین کنند.»
جدا ماندن از فعالان میدانی: «مدیرانی که پشت میزهای بزرگ نشستند و فکر کردند تصمیماتشان از پشت آن میز، در متن جامعه اجرا میشود.»
وابستگی به جای شایستگی: «کاش روزی برسد که انتخاب مدیر نه بر اساس وابستگی ها، بلکه بر اساس تواناییها باشد.»

۵. فرزندان گیلان؛ حق مسلم این دیار
لطیفی کرارودی در بخشی از یادداشت که با لحنی اعتراضی و در عین حال امیدوارانه نوشته شده، تأکید کرده است: «مدیرکل آینده سازمان تبلیغات اسلامی گیلان، باید از فرزندان همین گیلان باشد. کسی که خاک این استان را با پای خود لمس کرده باشد، با بوی بارانی اش آشنا باشد، درد جوانانش را چشیده باشد و به فرهنگ کهن این دیار عشق بورزد. نه مدیرانی که برای تکمیل رزومه شان، از سازمان به عنوان یک پل عبوری استفاده کنند و پس از چند سال، بدون آنکه غباری از جاده های گیلان بر تنشان نشسته باشد، بروند.

۶. آیا مدیر جدید تکرار تجربه های تلخ است؟
لطیفی کرارودی در بخشی دیگر، با نگرانی از گمانه زنی های جاری، مینویسد: «شنیده ها حاکی از آن است که باز هم نام هایی مطرح میشود که یا سابقه مشابه دارند یا وابسته به جریانات خاص. یعنی باز هم میخواهند آزمون و خطا تکرار شود؟ مگر قرار است سازمان تبلیغات گیلان، محل چرخش مدیران شکست خورده باشد؟» او با لحنی قاطع، این رویه را «خیانت به آینده فرهنگی استان» خوانده و تأکید کرده است: «وقت آن رسیده که مدیرانی از جنس مردم، از جنس هنر، از جنس مسجد و از جنس نسل امروز بیایند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *