بیانیه رسمی علیرضا تاج شهرستانی عضو شورای اسلامی شهر رشت در پاسخ به مطالب حاشیه ای اخیر رسانهای
تسلیت استاندار گیلان در پی درگذشت نخبه ۱۲ ساله ریاضی؛ فقدان سرمایههای انسانی جبرانناپذیر است
نامه سرگشاده سجاد مصلحی به وزیر گیلانی ورزش و سرپرست جدید ورزش گیلان
امیرعلی تبریزی:HSE؛ ضرورتی که نباید در مدیریت شهری رشت به یک عنوان اداری محدود شود.
با حکم وزیر ورزش و جوانان؛ جهانبخش آرمان جای خود را به ابراهیم مهربان داد.
حجت الاسلام سجاد سرافراز مدیرکل تبلیغات اسلامی گیلان شد.
عقلانیت؛ راه تحقق اتحاد مقدس و کاهش دوقطبیهای سیاسی
دکتر رحمتزاده: مصوبه لغو ممنوعیت واردات برنج در فصل برداشت، خلاف صریح قانون و ضربه به معیشت کشاورزان ۱۹ استان استفیلم «جانشین» با هدف بازنمایی یکی از چهرههای شاخص دفاع مقدس، شهید حسین املاکی، که برای ما گیلانیها، این شهید یک نام تاریخی فقط نیست ؛ او بخشی از حافظه زندهی این جغرافیا تعریف شده است ، پا به جشنواره فجر گذاشته ؛ اما آنچه در خروجی نهایی دیده میشود ، بیش از آنکه یک […]
فیلم «جانشین» با هدف بازنمایی یکی از چهرههای شاخص دفاع مقدس، شهید حسین املاکی، که برای ما گیلانیها، این شهید یک نام تاریخی فقط نیست ؛ او بخشی از حافظه زندهی این جغرافیا تعریف شده است ، پا به جشنواره فجر گذاشته ؛ اما آنچه در خروجی نهایی دیده میشود ، بیش از آنکه یک اثر سینمایی پخته باشد، شبیه به تلهفیلمی مناسبتی است که در مقیاس جشنوارهای بزرگنمایی شده .
مشکل اصلی فیلم نه در نیت، بلکه در اجرای چندلایه و همزمانِ ضعیف آن است.
در ابتدا بزرگترین معضل «جانشین» فیلمنامهای است که فاقد درام مؤثر است ، برهمین است که شخصیت شهید املاکی از ابتدا تا انتها در وضعیت ایستا باقی میماند قصه سَر به حرکت دارد اما کاراکتر تعریف شده در فیلمنامه نه !! ؛
قصه میخواهد هیجان انگیز باشد اما در مسیر منفعل می ماند ، دیالوگها اغلب شعاری، توضیحی و مهم تر فاقد زیرمتناند .
کارگردانی فیلم در سطحی قرار دارد ، که میزانسنها فاقد معنا هستند ، قاببندیها هیچ اطلاعات دراماتیکی منتقل نمیکنند و دوربین میخواهد پُر هیاهو باشد اما * آب هاون کوبیدن است کوبیدن است .
[کارگردان جانشین* عقبگرد بزرگی را رقم میزند نسبت ساخته قبلی خودش یعنی مجنون* .]
ریتم فیلم ناهماهنگ است؛ . میتوان گفت کارگردان جا مانده ، از زبان سینما برای خلق حس حماسه یا تراژدی استفاده کند .
جلوههای ویژه این فیلم ؛ قابلقبول برای سینما نیست ، سینمایی که برای ژانر دفاع مقدس خودش ، سطح قابل قبولی را نشان داده و حتی در اثر های متعددی حفظ کرده
جلوههای ویژه میدانی و بصری بازنده اند انفجارها، صحنههای درگیری و فضاسازی میدان نبرد فاقد وزن ، خطر و اضطراباند. جنگ در این فیلم هرگز تهدیدکننده نیست؛ بیشتر شبیه بازسازی نمایشی برای دوربین است تا تجربهای زیسته.
[ شما در تاریخ دفاع مقدس بخوانید ماووت عراق یکی از خطرناک ترین پُر تَنش ترین بخش های جنگ است برلی ایرانی ها ، اما در این فیلم فقط یک اسم بوده و قهرمان گیلانی ما که یکی از مهم ترین و اثر گذار ترین نیروهای حاضر بوده در ماووت ، تبدیل میشود به یک عنصر در قاب تصویر . ]
گریم فیلم هیچ تلاشی برای نزدیک شدن به واقعیت نمیکند ؛ به ویژه در مورد شخصیت اصلی، گریم نتوانسته سن، فرسودگی، فشار روانی و زیست جبههای را منتقل کند. این ضعف، فاصله میان بازیگر و شخصیت واقعی را دوچندان کرده است ؛
انتخاب آرمان درویش برای نقش شهید املاکی، یک سوءتفاهم بنیادین است. بازیگر نه از نظر فیزیک، نه از نظر انرژی درونی و نه از نظر جنس حضور، تناسبی با این نقش ندارد.
املاکی در فیلم نه صلابت دارد، نه سادگی روستایی-بومی، نه آن اقتدار آرامی که در روایتهای شفاهی از او شنیدهایم. بازی، بیش از حد کنترلشده و معاصر است؛ انگار شخصیتی از سینمای اجتماعی امروز به زور در لباس رزم قرار داده شده .
یکی از جدیترین ایرادات فیلم، استفاده نادرست و سطحی از لهجه و گویش گیلکی است ، بهعنوان یک گیلانی این بخش شاید دردناکترین ایراد فیلم باشد . استفاده از لهجه گیلکی در «جانشین» نه دقیق است، نه درست و نه محترمانه. لهجه شکسته، ناپیوسته و کاملاً تصنعی است. ا
گویش در این فیلم بهجای آنکه حامل هویت باشد، به ابزاری تزئینی و سطحی تبدیل شده؛ چیزی که نه دل مخاطب بومی را به دست میآورد و نه برای مخاطب غیرگیلانی قابل باور است. این خطا، بهطور مستقیم به شخصیتپردازی لطمه میزند.
لهجه در این فیلم به جای آنکه ابزار هویتساز باشد، به مانعی در مسیر ارتباط تبدیل شده است چه طور املاکی فارسی باید حرف بزند و همسرش گیلکی شرقی را آنقدر تصنعی و دیکته شده به شکل شکسته . آیا این فیلم برداشتی از زندگی یک شهید آذری ، کُردی ، یا . . . بود میتوانستید گروه سازنده اینقدر ساده لوحانه از آن بگذرید !؟
«جانشین» فیلمی است که میخواست ادای دین کند، اما به دلیل ضعف جدی در فیلمنامه، کارگردانی، اجرا و فهم فرهنگی، به اثری کمجان و بیاثر تبدیل شده است.
اسطورهها را نمیتوان با ترس، محافظهکاری و بیدقتی سینمایی روایت کرد. شهید املاکی بزرگتر از آن است که در قابهای بیروح و لهجههای نادرست محصور شود.
این فیلم بیش از آنکه تصویری از یک قهرمان باشد، سندی است از این حقیقت تلخ که
سینما، اگر بلد نباشد، حتی نیت مقدس را هم زمین میزند.
به قلمِ
محمدامین عبدل نیا
یک گیلانی / منتقد سینما
دیدگاهتان را بنویسید