جمعه / ۲۳ مرداد / ۱۴۰۵ Friday / 14 August / 2026
×

سیده ارمغان سقراط در یادداشتی نوشت: مهاجرت معکوس در ادبیات جامعه‌شناسی به معنای حرکت جمعیت از کلان‌شهرها به شهرهای کوچک‌تر یا زادگاه‌های اصلی است. حرکتی که معمولا با انگیزه یافتن کیفیت زندگی بهتر، کاهش هزینه‌ها یا بازگشت به پیوندهای فرهنگی و خانوادگی شکل می‌گیرد.   در سال‌های اخیر، رشت در روایت‌های رسانه‌ای و فضای مجازی […]

مهاجرت معکوس؛ از خیال تا واقعیت رشت

سیده ارمغان سقراط در یادداشتی نوشت:

مهاجرت معکوس در ادبیات جامعه‌شناسی به معنای حرکت جمعیت از کلان‌شهرها به شهرهای کوچک‌تر یا زادگاه‌های اصلی است. حرکتی که معمولا با انگیزه یافتن کیفیت زندگی بهتر، کاهش هزینه‌ها یا بازگشت به پیوندهای فرهنگی و خانوادگی شکل می‌گیرد.

 

در سال‌های اخیر، رشت در روایت‌های رسانه‌ای و فضای مجازی به مقصدی جذاب برای سفر و زندگی معرفی شده است. اینفلوئنسرهای فضای مجازی اغلب با تمرکز بر پیاده‌راه فرهنگی، میدان شهرداری (که بیش از یک سال درگیر بازسازی است)، کافه‌ها و رستوران‌ها، تصویری پینترستی، چشم‌نواز و مدرن از شهر ارائه می‌کنند. در حقیقت این بازنمایی سطحی، تنها برشی از واقعیت شهری را نشان می‌دهد و زندگی روزمره شهروندان را بازتاب نمی‌دهد. واقعیت شهری رشت اما بر خلاف تبلیغات با چالش‌های متعددی مواجه است. فضاهای عمومی ناکافی یا فرسوده، کمبود پارک‌ها و فضای سبز مناسب، پیاده‌راه‌ها و میدان‌های نیازمند تعمیر، امکانات رفاهی، فرهنگی و خدمات شهری محدود، ترافیک شدید در خیابان‌های اصلی، محدودیت پارکینگ، وضعیت نامطلوب حمل و نقل عمومی، ضعف مدیریت پسماند و بحران زباله و کمبود برنامه‌ریزی جامع، همگی کیفیت زندگی ساکنان را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

 

رودخانه‌های رشت نیز ظرفیت بالقوه‌ای برای گردشگری و فضای عمومی شهر دارند، اما سال‌هاست با آلودگی شدید، انباشت زباله و ورود فاضلاب مواجه هستند و به معضلی زیست‌محیطی بدل شده‌اند. بحران زباله در سراوان هم نمونه‌ای آشکار از برنامه‌ریزی ناکافی شهری است که تجربه زندگی روزمره شهروندان را تحت تاثیر منفی قرار می‌دهد.

 

تجربه جهانی نشان می‌دهد مهاجرت معکوس زمانی موفق خواهد بود که با ارتقای زیرساخت‌ها، بهبود محیط زیست، ایجاد فرصت‌های شغلی و برنامه‌ریزی پایدار همراه باشد. نمونه‌هایی چون بازآفرینی شهری در آلمان یا سیاست‌های احیای روستاها در ژاپن نشان می‌دهد تنها با رویکردی جامع و پایدار می‌توان جمعیت را به بازگشت به شهرهای کوچک‌تر ترغیب کرد.

بنابراین، اگرچه رشت دارای ظرفیت‌های فرهنگی، تاریخی و طبیعی بسیاری است، تا زمانی که رودخانه‌ها احیا نشوند، بحران زباله و محیط زیست حل نشود، ترافیک و کمبود پارکینگ مدیریت نشود و کیفیت واقعی زندگی شهروندان ارتقا نیابد، مهاجرت معکوس به این شهر نمی‌تواند پایدار و سازنده باشد.

رشت بیش از یک «ویترین گردشگری»، نیازمند بازاندیشی جدی در راهبری و برنامه‌ریزی شهری و اجتماعی است.⁩

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *